دیشب استاد برق کار تا دیروقت مشغول کار روی کلید های برق بود که بواسطه نصب دکور جدید ورودی خونه, باید جابجا میشدن و این یعنی یه ضیافت شاهانه برای بساط کنجکاوی امیرعلی! در بخشی از ماجرای کنجکاوی , امیرعلی سیم چین را از عمواستاد قرض گرفت و به مامان آزی داد تا از هر رنگ سیم , کمی جدا کنه ... "بنظر مامان آزی برای آموزش رنگ ها , مفید بود" بازی جالبی توسط گل پسر ابداع شد, سیم ها را دسته می کرد, دونه دونه رنگ ها را می گفت , می پیچوندشون و بعد به مامان آزی می گفت : کثیف شد صافش کن لطفاً ! و یاد گرفت بجای کثیف شد بگه پیچ خورد و خلاصه یه ساعتی مشغول بود و در آخر هم گفت : " فردا سیم ها را ببرم خونه مامان جون , ببینه که بلدم همه رنگا را بگم ...